الشيخ أبو الفتوح الرازي

43

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

دارد . پس مراد به قرب نه قرب مسافت است كه آن از صفات اجسام است ، بر خالق اجسام روا نبود او خالق مكان است ، و خالق مكان در مكان نباشد ، « كان و لا مكان فخلق المكان و لم يتغيّر عمّا كان » . در خبر مىآيد كه : در عهد بعضى صحابه حبرى از احبار جهودان بيامد و از او بپرسيد كه : اخبرني عن اللَّه اين هو ، مرا ( 1 ) خبر ده تا خداى كجاست ؟ او گفت : فى السّماء على العرش ، در آسمان است بر عرش . جهود گفت : فأرى الارض منه خالية ، پس زمين از او خالى باشد ، و او در مكانى بود دون مكانى ! گفت : اين كلام زنادقه است ، دور شو از پيش من ، و الَّا بفرمايم تا گردنت بزنند . جهود بيرون آمد و بر اسلام استهزا مىكرد . امير المؤمنين ( 2 ) - عليه السّلام - از پيش او برافتاد ( 3 ) ، گفت : يا اخا اليهود ! به من رسيد آنچه پرسيدى و آنچه جواب ( 4 ) دادند . جواب از من بشنو ، گفت : بگو . گفت : « أين » عبارت باشد از مكان ، و كان الله و لا مكان ، و خدا بود و مكان نبود . أين الأين فلا أين له ، مكان به مكان كرد و او را مكان نيست ، جل ان يحويه مكان و هو في كل مكان به غير مماسة و لا مجاورة يحيط علما بما فيها و لا يخلو ( 5 ) شىء منها من تدبيره ، او از آن متعالى است كه در مكانى باشد ، و هيچ مكان از او خالى نيست نه به مماسّت ( 6 ) و مجاورت ، بل به معنى علم ، و من خبر دهم تو ( 7 ) را به آنچه در كتاب شما هست ، اگر بدانى كه من راست مىگويم ايمان آرى ( 8 ) ؟ گفت : بلى . گفت : نه در توريت هست كه روزى موسى - عليه السّلام - نشسته بود ، چهار فرشته بر ( 9 ) او حاضر شدند . موسى از ايشان بپرسيد كه : من أين أقبلتم ؟ يكى گفت : از اقصى مشارق ( 10 ) زمين مىآيم من عند اللَّه . و يكى گفت : من از اقصى مغارب زمين مىآيم من عند اللَّه ، و يكى گفت : از آسمان هفتم مىآيم من عند اللَّه ، و يكى گفت : از زمين

--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها : گفت مرا . ( 2 ) . فق على ، مب على بن ابى طالب . ( 3 ) . دب : فرا او رسيد ، فق : در پيش او افتاد ، مب : به دو دچار شد . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : جوابت . ( 5 ) . مج ، وز ، لب ، فق ، مب ، مر : يخلوا . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها و نهبه . ( 7 ) . مج : شما . ( 8 ) . آرى / آريد . ( 9 ) . مج ، وز : پيش ، مر : نزد . ( 10 ) . دب : شرق .